شگه بد بود یا خوب ببخشید دیگه !!!!!
موفق باشید !!!!

میدانی که خیلی دوستت دارم ، میدانم که نمیدانی بیش از عشق بر تو عاشقم....
میدانی که بدون تو زندگی برایم پوچ است ، میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر زندگی
وجود ندارد....میدانی که بدون تو عاشقی برایم عذاب است ،
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی نیست برای عاشق شدن....
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شود ،
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگر لحظه ای باقی نیست برای ادامه زندگی...
میدانی که همه فکر و زندگی من تو شده ای و تمام لحظه ها نام تو را در قلبم زمزمه
میکنم ، میدانم که نمیدانی از زندگی برایم عزیزتری ، زندگی در مقابل تو برایم کم
است تو دنیای من شده ای عزیزم...
می دانی که تو لایق این قلب عاشق منی ، میدانم که نمیدانی تو لایق تر از آن
هستی که تصور میکنی!میدانی که بدون تو من تنهای تنهایم ،
میدانم که نمیدانی آن زمان تنها تر از من دیگر تنهایی نیست!
می دانی که خیلی بیقرارم و انتظار میکشم که به تو برسم و تو را در آغوش خود
بگیرم, میدانم که نمیدانی از این انتظار دیگر خسته و دلشکسته شده ام...
می دانی که از این دوری و فاصله در بیشتر لحظه ها چشمانم خیس است ، میدانم
که نمیدانی دیگر در اعماق چشمانم اشکی نیست!
میدانی که آرزو دارم دستانت را بگیرم ، تو را در آغوش خود بفشارم ، بر لبانت بوسه
بزنم و به تنها آرزویم که رسیدن به تو می باشد برسم اما میدانم که نمیدانی تو همان
آرزوی منی!نمیدانی که بعد از تو به آن دنیا سفر خواهم کرد ،
می دانم و میدانم بعد از تو دیگر حتی مجالی برای نفس کشیدن نخواهد بود....


قلب من باز ترک خورد و شکست
باز هنگام سفر بود
و من از چشمانت ميخواندم
که به آسانی از اين شهر سفر خواهی کرد
و از اين عشق گذر خواهی کرد
و نخواهی فهميد
در اين باغ پر از عشق پاييز است


گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت
گریه کن جدایی ها ما رو رها نمیکنن
آدما انگار ما رو دعا نمیکنن
گریه کن حالا حالا ها باید از هم دور باشیم منتظر معجزه ی خدا باشیم
گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد
گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت
دلای من و تو به فردا امیدی نداشت
گریه کن سبک میشی روزای خوب یادت میاد
گرچه تو تقویمامون مثله اون روزا زیاد میاد
گریه کن گریه قشنگه
گریه کن برای رویایی که قسمت نمیشه
یه شبم سر خدا واسه ما خلوت نمیشه
گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد برای مشکلاتی که بود و هستو حل نشد
گریه کن برای اولا که عاشقونه بود
گریه کن واسه همه واسه خودت برای من
توی بارونی ترین ثانیه ها حرفت رو بزن
میشه؟ نمیشه؟
اگه....
ای کاش....
یعنی .......
خدا کنه که.......
تو رو خدا نه نگو ميشه.....نميشه...
روزها و شب ها جملاتی با این کلمات در ذهن خود میسازیم و عاقبت.........

.jpg)
دنیا که این جوری نمی مونه همیشه
یه روز میای میگم نمی خوام و نمیشه
خیال نکنه همیشه دلم برات می میره
یه روزی برمی گردی که دیگه خیلی دیره
یه روز میای سراغم که خیلی وقته رفتم
هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم
این روزارو یادت باشه یه وقت نگی نگفتی
اون روزا دورنیست که به یاد من بازم بیفتی
یه وقتی بر می گردی که فایده ای نداره
هر چی سرم آوردی دنیا سرت میاره






چه درونم تنهاست خدا

يكي را دوست ميدارم ولي افسوس كه او هرگز نمي داند
نگاهش ميكنم شايد بخواند از نگاه من كه او را دوست ميدارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نميخواند
به برگ گل نوشتم من كه او را دوست ميدارم گل را به او دادم ولي افسوس
او گل را به زلف كودكي آويخت تا او را بخنداند
صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت ، بگو از من به دلدارم
تو را من دوست ميدارم
ولي ناگه زِ ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد

تنهايی آنقدر قيمتیست ؛ که در نمی گشايم ؛ حتی برای تو؛ که سالها منتظرت بودم ....
![]()
من از پشت شبهای بی خاطره
من از پشت زندان غم آمدم
من از آرزوهای دور ودراز
من از خواب چشمان نم آمدم
تو تعبير رؤيای ناديده ای
تو نوری كه بر سايه تابيده ای
تو يك آسمان بخشش بی طلب
تو بر خاك ترديد باريده ای
تو يك خانه در كوچه زندگی
تو يك كوچه در شهر آزادگی
تو يك شهر در سرزمين حضور
تويی راز بودن به اين سادگی
مرا با نگاهت به رؤيا ببر
مرا تا تماشای فردا ببر
دلم قطره ای بي تپش در سراب
مرا تا تكاپوی دريا ببر

![]()

قصه نيستم كه بگويي
نغمه نيستم كه بخواني
صدا نيستم كه بشنوي
يا چيزي چنان كه ببيني
يا چيزي چنا نكه بداني
من درد مشتركم مرا فرياد كن
![]()
هيچوقت گريه نکن . چون هيچکس لياقت اشک هاي تورو نداره و اون کسي هم که لياقتشو داشته باشه طاقت اشکتو نداره

با دلي تنگ به جبران گناهي كه نكردم
گريه ها كردم و بر اتش دل اشك فشاندم
ناگزير اشك فشان غمزه از كوي تو رفتم
نا اميدانه ز دل اه غريبانه كشيدم
تا به سوگ دل تنها شده مستانه بگريم
نيم جان پيكر خود بر در ميخانه كشيدم

كاش مي شد اشك را تهديد كرد ، مدت لبخند را تمديد كرد
كاش مي شد در ميان لحظه ها ، لحظهی ديدار را نزديك كرد
زندگی زيباست ، نه در رويا...
بوسه زيباست ، نه برای هوس ...
پرنده زيباست ، نه برای قفس ...
دوست داشتن زيباست ، نه برای لمس كردن ، برای حس كردن ...
آری
دوست داشتن زيباست ، نه برای لمس كردن ...
بلكه برای حس كردن
![]()
اي كاش گل بودي و من از باغها ميچيدمت
يا كه طلوعي بودي و از پنجره ميديدمت
اي كاش چشمانت ضريحي داشت چون رنگين كمان
هر وقت باران مي گرفت از دور مي بوسيدمت

وفا نکردی و کردم
جفا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم
بریدی و نبریدم
اگر زخلق ملامت
وگر زکرده ندامت
شنیدم از تو شنیدم
کشیدم از تو کشیدم
کی ام؟شکوفه ی اشکی
که در هوای تو هر شب
زچشم ناله شکفتم
به روی شکوه دویدم
مر ا نصیب غم آمد
به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم
محبت تو گزیدم
چو شمع جلوه نکردی
مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی
مگر زموی سپیدم
نماند در همه عالم
به جز وفا و عنایت
ندامتی که نبردم
ملامتی که ندیدم
نبود از تو گریزی
چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم
به دوش ناله کشیدم
جوانی ام به سمندِ
شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او
دویدم و نرسیدم
به روی بخت زدیده
ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم
گهی چو رنگ پریدم
وفا نکردی و کردم
به سر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی
ای فروغ امیدم؟...
ديدن دريا به من آرامش نمیدهد . نگاه کردن به کهکشانها هم شگفتی ندارد . من تنهايم و در حسرت يک آرامش مطلق . نمیدانم چرا پرندگان آواز نمیخوانند يا برگهای پاييزی جلوهگری میکنند .
ای خدا
چرا نمیدانم من کيستم ؟
من چه میخواهم ؟
من چه دارم ؟

هرچه بينا چشم، رنج آشنايي بيشتر هرچه سوزان عشق، درد بي وفايي بيشتر
هرچه جان كاهيده تر، نزديكتر پايان عمر هرچه دل رنجيده تر، سوز جدايي بيشتر
هرچه صاحبدل فزون، برگشته اقبالي فزون هرچه سر آزاده تر ،افتاده پايي بيشتر
هرچه دل رنجيده تر، زندان هستي تنگتر هرچه تن شايسته تر، شوق رهايي بيشتر
هرچه دانش بيشتر، وامانده تر در زندگي هرچه كمتر فهم ،كبر وخودنمايي بيشتر
هرچه بازار ديانت گرم، دلها سردتر هرچه زاهد بيشتر، دور از خدايي بيشتر
هرچه تن در رنج و زحمت، ناميدي عاقبت هرچه با ياران وفا، بي اعتنايي بيشتر

عاشق کسی باش که ارزش داشته باشد. نه اینکه برای خودش ارزش بگذارد
همیشه عاشق باش حتی اگر نمیدانی عاشق هستی
علاقه ات را به معشوق نشان نده چرا که ارزش عشق بیشتر میشود
(اینو خودم تجربه داشتم که عشق بی ارزش میشه)

دلي كنار پنجره نشسته زار ميزند ...و خواب ديده ام شبي مرا كنار ميزند...غروبها كه ميشود خيال چشمهاي تو .....تو را دوباره در دل شكسته جار ميزند .....يكي نگاه ميكند يكي گناه ميكند ....يكي سكوت مي كند يكي هوار ميزند......و عشق درد مشترك ميان ماست با همه .....كسي كه شعر گفته يا كسي كه تار ميزند....

ديدم چشمان زيبايت را به هيچ چشمی نگاه نکردم. ديدم ابروهای کمانت را به هيچ صورتی خيره نشدم به اميد آ ن که مرا به زيبايی خود راهی بدهی.ندادی و اين گونه ديوانه خنده چون ماه ات شدم شايد اينگونه بهتر بود ... زندگی در ر ويای جوانی چون من مثل طوفان است روزی به اين سو ميوزد روزی به آن سو که چطور من با يک لبخند مست ميشوم ! با يک نگاه بد زخمی ! شايد بگوييد ديوانه . اما به بزرگی دريای خزر که هر چه مردم روستای نامی دارند از آن است ديوانگی نيست بلکه محبت حس زيبای پرستو به نوزادش است که در انسان والاتر است.من دوست دارم کسی را که من را همچون ته مانده چای بيرون نمی اندازد و به يادم هست.از خودت بپرس کسی به يادت هست.يا شايد مثل منی من .

از محبت متنفرم! چون ويرانگر است می تواند شيطان شود . اما يادت باشد من فراموشت نکردم!!!!

Ther's a clam surrensder
To the rush of day
When the heat of the rolling world
Can be turned away
An enchanted moment ,
And it sees me through
It's enough for this restless warrior
Just to be with you
And Can You Feel The Love Tonight
It is Where We are
It's enough for this Wide -Eyed Wanderer
That We'Ve Got This Far
And Can You Feel The Love Tonight
How it's Laid To Rest?
It's enough to Make Kings And Vagabonds
Believe The Very Best.
There's a Time For everyone
If They Only Learn
That The Twisting Kaleidoscope
Moves us all in Turn
There's a Rhyme and reason
To The Wild Outdoors
When The Heart Of this StarCrossed Voyager
Beats in Time With Yours
And Can You Fell The Love Tonight
It is Where We are
It's enough For This Wide-eyed Wanderer
That we' ve got this Far
And Can You Feel The Love Tonight
How it's Laid to Rest?
It's enough To Make Kings and Vagabonds
Believe The Very Best.

تو عزیزم جام شرابی ....
من ولی ...
شراب تو را نخورده مست شدم
و جام عشق را دادم به دستان زیبایت خواه نوش خواه بشکن من مطیع توام
تنها دلیل زندگی دوستت دارم